امام زمان ظهور ظاهر مهدی هادی هدا خدا اهل بیت وبلاگ سایت محسن شریفی
وليدبن‌ مغيره‌ مردي‌ توانگر بود و در بين‌ كفار قريش‌ به‌ دانايي‌ و تجربه‌ شهرت‌ داشت‌ و اعراب‌ عموماً براي‌ حل‌ مشكلات‌ خود به‌ وي‌ مراجعه‌ مي‌كردند. يكي‌ از مشكلاتي‌ كه‌ - به‌ زعم‌ اعراب‌ مشرك‌ و صاحب‌ قدرت‌ - در مكه‌ رخ‌ نموده‌ بود، نفوذ و گسترش‌ اسلام‌ بود. روزي‌ قريش‌ و كفار از وليد درباره‌ حضرت‌ محمد (ص‌) داوري‌ خواستند. وليد از آنان‌ مهلت‌ خواست‌. سپس‌ از جاي‌ خود برخاست‌ و به سوي‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) كه‌ در (حجر اسماعيل)نشسته‌ بود رفت‌ و گفت‌ :پاره‌اي‌ از اشعارت‌ را براي‌ من‌ بخوان‌. پيامبر (ص‌) فرمود: آنچه‌ من‌ مي‌گويم‌ و مي‌خوانم‌ شعر نيست‌ بلكه‌ كلام‌ خداست‌ كه‌ براي‌ هدايت‌ شما نازل‌ شده‌ است‌. سپس‌ وليد تقاضا كرد مقداري‌ از آيات‌ را تلاوت‌ كند. پيامبر(ص‌) سيزده‌ آيه‌ از آغاز سوره‌ فصلت‌ را خواند. هنگامي‌ كه‌ به‌ اين‌ آيه‌ رسيد: «فان‌ اعرضوا فقل‌ انذرتكم‌ صاعقة‌ مثل‌ صاعقة‌ عاد و ثمود. »«هرگاه‌ روي‌ برگردانند، پس‌ بگو شما را از صاعقه‌اي‌ مانند صاعقه‌ عاد و ثمود؛ بر حذر مي‌دارم‌.» وليد سخت‌ به‌ خود لرزيد و موهايش‌ بر بدنش‌ راست‌ شد. همچون‌ بهت‌ زده‌اي‌ راه‌ خانه‌ در پيش‌ گرفت‌ و چند روزي‌ بيرون‌ نيامد؛ تا بدان‌ جا كه‌ قريش‌ پنداشتند از دين‌ نياكان‌ دست‌ برداشته‌ و راه‌ «محمد(ص‌)» را پيش‌ گرفته‌ است‌.

و نيز نوشته‌اند: روزي‌ كه‌ سوره‌ غافر بر پيامبر مكرم‌ (ص‌) نازل‌ شد، پيامبر با صدايي‌ جذاب‌ به‌ منظور ابلاغ‌ آيات‌ الهي‌ آن‌ را مي‌خواند. از اتفاق‌، وليد نزديك‌ پيامبر (ص‌) نشسته‌ بود آيات‌ را استماع‌ كرد: «حم‌، تنزيل‌ الكتاب‌ من‌ الله‌ العزيز العليم‌ غافر الذنب‌ و قابل‌ التوب‌...» «اين‌ كتاب‌ از سوي‌ خداوند قادر دانا فرو فرستاده‌ شده‌ است‌، خدايي‌ كه‌ بخشاينده‌ گناهان‌ و پذيرنده‌ توبه‌هاست‌ .خدايي‌ كه‌ كيفرش‌ سنگين‌ و نعمتش‌ فراوان‌ است‌ .جز او خدايي‌ نيست‌.سرانجام‌ هر چيزي‌ به‌ سوي‌ اوست‌. درباره‌ آيات‌ الهي‌ جز كافران‌ مجادله‌ نمي‌كنند. [ اي‌ پيامبر (ص‌) ]  فعاليت‌ و رفت‌ و آمد آنان‌ در شهرها تو را نفريبد.»

اين‌ آيات‌ وليد را سخت‌ تحت‌ تأثير قرار داد. وقتي‌ افراد قبيله‌ بني‌ مخزوم‌ دور او را گرفتند و از وي‌ خواستند كه‌ درباره‌ قرآن‌ محمد(ص‌) داوري‌ كند، او قرآن‌ را چنين‌ ستود:«و ان‌ له‌ لحلاوة‌ و ان‌ عليه‌ لطلاوة‌ و ان‌ اعلاه‌ المثمر و ان‌ اسفله‌ لمغدق‌ و انه‌ يعلو و ما يعلي‌ عليه‌.» «يعني‌ كلامي‌ كه‌ محمد آورده‌ است‌، شيريني‌ خاصي‌ دارد و زيبايي‌ ويژه‌اي‌، شاخسار آن‌ پر ميوه‌ است‌ و ريشه‌هاي‌ آن‌ پربركت‌ . سخني‌ است‌ برجسته‌ و هيچ‌ سخني‌ از آن‌ برجسته‌تر نيست‌.»

وليد اين‌ جمله‌ها را گفت‌ و راه‌ خود را در پيش‌ گرفت‌ .كفار قريش‌ چنان‌ پنداشتند كه‌ تحت‌ تأثير آيات‌ قرآني‌ قرار گرفته‌ و به‌ آيين‌ محمد گرويده‌ است‌.

برخي‌ از دانشمندان‌ سخنان‌ وليد را نخستين‌ تقريظي‌ مي‌دانند كه‌ بر زبان‌ فردي‌ رفته‌ است‌.

در يكي‌ از متون‌ نثر فارسي‌ به‌ نام‌ مجمع‌ النوادر معروف‌ به‌ چهار مقاله‌ نظامي‌ عروضي‌ داستان‌ وليدبن‌ مغيره‌ بدين‌ صورت‌ نقل‌ شده‌ است‌: (...آورده‌اند كه‌ يكي‌ از اهل‌ اسلام‌، پيش‌ وليدبن‌ المغيره‌ اين‌ آيت‌ همي‌ خواند:«قيل‌ يا ارض‌ ابلعي‌ مائك‌ و يا سماء اقلعي‌ و غيض‌ الماء و قضي‌ الامر واستوت‌ علي‌ الجودي‌ و گفته‌ شد اي‌ زمين‌! فرو بر. آب‌ خود را واي‌ آسمان‌! باز گير [ آب‌ خويش‌ را ]  و كم‌ كرده‌ شد آب‌، و كار گزارده‌ شد و [ كشتي‌ ] بر كوه‌ جودي‌ قرار گرفت‌» (سوره‌ هود/46) فقال‌ الوليد بن‌ المغيره‌: و الله‌ ان‌ عليه‌ لطلاوة‌ و ان‌ له‌ لحلاوة‌ و ان‌ اعلاه‌ لمثمر و ان‌ اسفله‌ لمغدق‌ و ما هو قول‌ البشر. » چون‌ دشمنان‌ در فصاحت‌ قرآن‌ و اعجاز او در ميادين‌ انصاف‌ بدين‌ مقام‌ رسيدند، دوستان‌ بنگر تا خود به‌ كجا برسند والسلام‌».

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت   توسط محسن شریفی   | 

در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید: لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست (1) در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستاست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند ... كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند(2) جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3) در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ- خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيد كه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند .سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4) لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5) 1- بشارت عهدین ص237 2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11. 3- لمعات النور ج 1 ص 23- 25. 4- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور ص 08 1 و 121 و 122. 5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت   توسط محسن شریفی   | 

                    مهدویت در ادیان

 

 

«گفت و گو از موعود ادیان و منجی آخرالزمان گفت و گویی است دیرین با عمری به درازای خلقت انسان و سكنای او در عرصه خاك. این تاریخ بلند و اشتراك آن در میان همه اقوام و ملل حكایت از فطری بودن این معنا در نوع انسان دارد.

 

موعود ادیان نه یك پندار و یا خرافه و نه محصول دوران سخت زندگی بلكه واقعیتی است كه ریشه در جان انسان دارد. از یك سو عقل آدمی و از دیگر سو بیان مشترك همه پیامبران الهی، تمامی حكیمان فرزانه، قدیسان آزاده و ادبیات همه اقوام و ملل این نكته را تایید كرده و بدان صحه می گذارد.

 

اگر بخواهیم چكیده تمام آرای موجود درباره منجی و موعود ادیان و آنچه را كه جملگی منتظران موعود برآن متفق اند در چند كلمه خلاصه كنیم، جز این سه امر به دست  نمی آید:

 رویكرد معنوی به عالم

 عدالت فراگیر

 كوتاه شدن دست ابلیس از همه ساحت های فكری،فرهنگی و مادی حیات انسان.

 

بنابراین بر ما و بر همه كسانی كه به نوعی مشتاق گفت و گو از موعود ادیان و منجی آخرالزمانیم، ضروری است كه بدانیم در كجای تاریخ به سر می بریم و خود را برای آمدنش مهیا كنیم، مبادا كه بیاید و ما را خفته ببیند.»1

 

در ادامه مطالب به بررسی مساله مهدویت از دیدگاه دین مقدس اسلام، دین مسیحیت، دین یهودیت و ... می پردازیم.

 

 

عقیده به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)در اسلام:

مساله مهدویت و ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) به عنوان منجی بشریت، مساله ای است كه در دین اسلام اهمیت زیادی بدان داده شده است، تا جایی كه روایات فراوانی از طریق شیعه و سنی در این زمینه وارد شده است.

 

محتوای این روایات شامل خصوصیات ظاهری به همراه جرئیاتی درباره نحوه ظهور و حكومت جهانی ایشان می باشد. مساله مهدویت و ظهور منجی آخرالزمان به عنوان آخرین رهبر آسمانی كه در پایان جهان ظهور خواهد كرد، مساله ای است كه از همان نخستین روزهای ظهور اسلام به مسلمانان نوید داده شده است و مورد قبول همه فرق و مذاهب اسلامی می باشد.

 

عده ای از افراد معاند كوشیده اند تا این عقیده را فقط مختص به شیعه بدانند در حالی كه این عقیده اختصاص به شیعه ندارد بلكه مورد قبول عموم مسلمانان از همه فرق و مذاهب اسلامی است.

 

عقیده به ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) یكی از ضروریات دین مقدس اسلام است و منكر آن از آیین اسلام بیرون است.

 

بر طبق وعده های قران كریم و روایات، عموم مسلمانان عقیده دارند، در آخرالزمان مردی از اهل بیت ظهور خواهد نمود كه عدل و داد را برقرار خواهدكرد و بر همه جهان مسلط می گردد.

 

در سایه چنین حكومتی ظلم، جور، جفا، تعدی،تجاوز، جنایت و خیانت ریشه كن می گردد و برادری و برابری و عدالت و محبت همه جا را فرا می گیرد. تعالیم سعادت بخش اسلام به بهترین شكل به اجرا درمی آید و آیین جاوید رسول اكرم بر همه سرزمین ها سایه گستر می شود.

 

این مطالب فشرده آن چیزی بود كه عموم مسلمانان به ویژه شیعیان دوازده امامی درباره حضرت مهدی(علیه السلام) به آن عقیده دارند.

اینك به ذكر چند روایت در این زمینه كه بیان كننده دیدگاه شیعه است می پردازیم.

 

پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله و سلم)  مى فرماید:

«من أنكر القائم من ولدی فقد أنكرنی»2

«هركس كه قائم(علیه السلام) از فرزندان مرا انكار كند به راستى كه مرا انكار كرده است».

 

 

و در حدیث دیگر مى فرماید:

«من أنكر القائم من ولدی فی زمان غیبته مات میتهً جاهلیهً»3

«هركس كه مهدى قائم(علیه السلام) از فرزندان مرا در زمان غیبتش انكار كند به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است».

 

 

امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید:

«اللهم إنك لا تخلو الأرض من حجه لك على خلقك ظاهرا أو خائفا مغمورا لئلا تبطل حججك و بیناتك»4

پروردگارا! به راستی كه تو زمین را از كسی كه برهان بر وجود تو است در نزد مخلوقاتت، خالی نمی گذاری در حالی كه او آشكار است یا خائف و پنهان است برای این كه حجج و دلایلت باطل نگردد».

 

و اما در مورد دیدگاه اهل سنت راجع به مساله مهدویت باید گفت كه بزرگان اهل سنت نیز مانند شیعیان، منكر این اصل را خارج از دین مقدس اسلام می دانند و احادیث بسیاری را از طریق گروه بسیاری از صحابه و تابعین در كتاب های خویش نقل نموده اند.

 

«ناگفته نماند كه پیروان مذاهب اسلامی عموما در این مساله كه آینده بشریت، سرانجام به حكومت جهانی مهدی موعود(علیه السلام) ختم خواهد شد، با یكدیگر موافقند و فقط در برخی از جزئیات اختلاف نظر دارند، مانند: برخی معتقدند كه ایشان از نسل امام حسین(علیه السلام) هستند و برخی ایشان را از نسل امام حسن(علیه السلام) دانسته اند, یا این كه عده ای معتقد به عدم تولد ایشان هستند و می گویند در اینده متولد خواهد شد و عده ای مانند شیعیان معتقد به تولد و حیات ایشان هستند.»5

 

اینك به ذكر چند حدیث از منابع اهل سنت در مورد مساله مهدویت می پردازیم:

1- پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«هنگامى فرا مى رسد كه زمین پر از ظلم و جور شود، آن وقت مردى از خاندان من قیام مى كند هفت ـ یا نُه ـ سال در روى زمین حكومت مى كند، و زمین را پر از عدل و داد مى نماید.»6

 

2- پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«چگونه خواهید بود هنگامى كه عیسى بن مریم(علیه السلام)در میان شما نازل شود و امام شما از میان خود شما باشد؟»7

 

3- پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«در آخر الزمان خلیفه اى مى آید كه مال را ـ به طور مساوى ـ تقسیم مى كند و آن را  نمى شمارد.»8

 

 

شناخت مهدی موعود علیه السلام:

«نام مبارك حضرتش نام پیامبر اكرم (صلی الله و علیه و اله) می باشد. كنیه مسلم آن حضرت كنیه جدش رسول خدا (صلی الله و علیه واله)، ابوالقاسم، است. كنیه های دیگر ایشان ابوعبدالله، ابوجعفر و ابوصالح می باشد. اوصاف و القاب معروف آن حضرت در روایات شیعه و سنی و نویدهای كتب مذهبی اهل ادیان چنین آمده است: « برگزیده ابراهیم، ثائر، حجت آل محمد، خلف صالح، خلیفه الله، رهایی بخش امت، ذوالغیبه، صاحب پرچم محمدی، صاحب الزمان،صاحب الغیبه، عادل،قائم، قائم آل محمد، منتقم، منصور، مهدی، مهدی آل محمد، مهدی امت و مهدی منتظر9

 

«پدر بزرگوار امام زمان حضرت امام حسن عسكری(علیه السلام)، امام یازدهم شیعیان است. مادر بزرگوار ایشان ملیكه نوه امپراطور روم شرقی بود. او با این كه با خاندان امپراطوری زندگی می كرد انچنان پاك بود كه گویی شباهت به خانواده خود ندارد. داستان ماجرای اسارت او و خریداری او از جانب امام هادی (علیه السلام) برای امام حسن عسكری(علیه السلام) در تاریخ آمده است. امام قائم(علیه السلام) از چنین پدر و مادری در شب جمعه، نیمه شعبان سال 255 هجری قمری, در زمان حكومت معتمد عباسی در سامرا متولد شد و هنگام شهادت پدرش پنج ساله بود. تولد آن حضرت را جز عده ای خاص نمی دانستند و برای نوع مردم مخفی بود تا مبادا مورد گزند طاغوتیان غاصب و ستمگر زمان قرار بگیرد. بالاخره با شهادت امام حسن عسكری(علیه السلام) در شب هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری امامت به ایشان رسید و به فرمان الهی از همان لحظه غیبت اختیار فرمود.»10

 

درباره نسب مهدی موعود(علیه السلام) و صورت و سیرت و جزئیات زندگی ایشان در زمان غیبت و نحوه ظهور و حكومت ایشان، روایات بیشماری را علمای شیعه و سنی در منابع معتبر خود آورده اند كه برای نمونه به چند حدیث اشاره می شود.

1- پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«دنیا به آخر نمی‌‌رسد تا این كه زمام امور امتم را مردی از اهل بیتم به دست می‌گیرد كه به او مهدی گفته می‌شود.»11

 

2- پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

«مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه(علیها السلام) است»12

 

3- حسین بن علی (علیه السلام) می فرماید:

«قائم این اُمّت نهمین فرزند منست; اوست كه از دیده ها غایب مى شود و در حالى كه زنده است میراثش تقسیم مى شود.»13

 

4- رسول اكرم (صلی الله و علیه و اله) فرمودند: او جوانی با این صفات است:

«چشم‌هایش سرمه كشیده یا سیاه چشم و ابروانی طویل، بینی كشیده میان برآمده دارای محاسنی پر پشت، خالی بر گونه راست و خالی دیگر بر دست اوست.»14

 

5- رسول اكرم (صلی الله و علیه و اله) فرمودند:

«او شبیه‌ترین مردم به من از نظر خلقت و اخلاق است.»15

 

6- حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:

«قائم... او مردی است بلند پیشانی، دارای بینی باریكی كه میانش اندكی برآمدگی است، برآمده شكم، دارای ران هایی درشت و پهن، خالی بر ران راست اوست، میان دو دندان او گشاده است. او زمین را همان گونه كه از ستم و جور پر شده است از دادگری لبریز خواهد كرد.»16

+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت   توسط محسن شریفی   | 

سلام

ببخشید نیستم.کارم گیره

فعلاْ...

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت   توسط محسن شریفی   | 

از روايات فهميده مى شود كه قيام حضرت مهدى (ع) موجب خرسندى اهل زمين و آسمان و حتى مردگان مى شود رسول خدا(ص) مى فرمايند: همه اهل آسمان وزمين، پرندگان، حيوانات درنده وماهيان دريا، از ظهور حضرت مهدى (ع) شاد و خرسند مى شوند(1)حضرت على (ع) مى فرمايند: هنگامى كه حضرت مهدى (ع) ظهور مى كند، نام مباركش بر سرزبان ها خواهد بود ووجود مردم سرشار از عشق به مهدى است، به گونه اى كه جز نام او، هيچ نامى در ياد وزبان آنان نيست وبا درستى او روح خود را سيراب مى کنند (2)

حضرت رضا (3) درباره گشايش پس از ظهور مى فرمايند: در آن هنگام گشايشى بر مردم مى رسد، به طورى كه مردگان آرزوى زندگى دوباره مى كنند.(3)

امام صادق (ع) نيز درباره پس از ظهور حضرت مى فرمايند: هيچ مؤمنى در قبر نمى ماند، مگر آنكه آن شادى و سرور در قبرش وارد مى شود به گونه اى كه مردگان به ديدار يكديگر مى روند وظهور حضرتش را به همديگر تبريك مى گويند (4)

1.عقدالدرر ص 84 البيان ص 118.

2. الحاوي للفتاوي ، ج2 ص 168حقاق الحق، ج 13 ص 324.

3. غیبة طوسى ص 268.

4.اثبات الهداة ج3 ص530

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت   توسط محسن شریفی   | 

آغاز خطبه حضرت زينب عليهاسلام


پس از آنکه يزيد چوب به لب و دندان حسين عليه السلام زد و اشعار کفر آميزي خواند، زينب به پا خواست و اين خطبه را ايراد فرمود:
« به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند جهانيان را حمد و سپاس مي‌گويم و بر پيامبر اسلام
و خاندان او درود مي فرستم. خداوند متعال حقيقت را نيکو بازگو فرمود، آنجا که در قرآن بيان داشت: « کار کساني که زشتکاري و گناه انجام داده‌‌اند، به جايي رسيد که آيات خدا را دروغ شمردند و آنها را به مسخره گرفتند.»
آري؛ کلام خدا راست و عين حقيقت است. يزيد! از اين که زمين و آسمان را بر ما تنگ گرفته‌اي و ما را همانند اسيران کافر به اين شهر و آن شهر کشانده‌اي، گمان کردي که ما نزد خدا خوار و پست شديم و تو در پيشگاه او منزلت يافتي؟ با اين تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته‌اي و با نگاه غرورآميز و نخوت بار به اطراف خود مي‌نگري، در حاليکه شادماني از اينکه دنيايت آباد شده و بر وفق مرادت است و مقام و منصبي را که حق ما خاندان رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم است، در دست گرفته‌اي.
اگر چنين خيال باطلي در تو پيدا شده، لحظه‌اي بينديش! مگر تو فراموش کرده‌اي کلام خدا را که مي‌فرمايد:« آنان گمان نکنند که مهلت يافتن خير و سعادتشان است. نه تنها به نفع‌شان نيست، بلکه براي آن است که بر گناهان خود بيافزايند و براي آنان عذاب ذلت آميز ابدي در پيش است.»



اشاره به منزلت خاندان پيامبر


اي فرزندان بردگان آزاد شده! آيا عدالت اين است که زنان و کنيزان خود را در پشت پرده جاي دهي، ولي دختران پيامبر خدا را در ميان نامحرمان به اسارت بگيري؟ زنان و کنيزان خود را پوشيده نگاه داري، ولي خاندان رسالت را با دشمنان‌شان در شهرها و آبادي‌ها بگرداني تا باديه نشينان، خويشان و غريبه‌ها و اراذل و اشراف آنان را ببينند؛ در حالي که کسي از مردان آنان همراهشان نيست و سرپرست و حمايت کننده‌اي ندارند؟
چگونه اميد خير مي‌توان داشت از فرزند کسي که مي‌خواست با دهان خود جگر پاکان را ببلعد و گوشت و خون او از شهيدان اسلام روييده است؟ چگونه مي‌توان انتظار کوتاه آمدن از کسي داشت که همواره با بغض و دشمني و کينه و عداوت به خاندان ما نگريسته است؟

يزيد! اين جنايات بزرگ را انجام داده‌اي، آنگاه نشسته‌اي و بي آنکه خود را گناهکار بداني يا جنايات خود را بزرگ بشماري، با خود ندا سر مي‌دهي که اي کاش پدران من حضور داشتند و از سر شادماني و سرور فرياد بر مي‌آوردند و مي‌گفتند: « اي يزيد! دست مريزاد»؟ اين جمله جسارت آميز را مي‌گويي، در حالي که با چوب‌دستي بر دندان‌هاي مبارک سيد جوانان بهشتي مي‌کوبي؛
زهي بي‌شرمي و بي‌حيايي! چگونه چنين ياوه‌سرايي نکني؟
تو بودي که زخم‌هاي گذشته را شکافتي و دست خود را به خون پيامبر آغشته ساختي و ستارگان روي زمين از آل عبد المطلب
 نسل جديد را خاموش نمودي و اکنون پدران خود (نسل شرک و بت پرستي) را ندا مي‌دهي و گمان داري که با آنان سخن مي‌گويي.
به زودي خودت به جمع آنان ملحق مي‌گردي و در آن جايگاه، عذابي ابدي در انتظار توست که آرزو مي‌کني اي کاش دستم‌ شکسته و زبانم لال مي‌شد و هرگز چنين کارهاي ناشايستي را انجام نمي‌دادم.


يزيد پاسخگو در محشر


پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند، انتقام بکش و آتش غضب را بر کسانی که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست. یزید! بدان که با این جنایت هولناک، پوست خود را شکافتی و با این عمل وحشیانه‌ات، گوشت خود را پاره کردی. به زودی در عرصه محشر به محضر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کشانده خواهی شد در حالی که بار سنگینی از مسئولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پاره‌های تنش را بر دوش داری. آن روز همان روزی است که خداوند همه پراکنده‌ها را یک‌جا جمع می‌نماید و حق هر حق‌داری را به صاحبش باز می‌گرداند.


مقام بلند شهید نزد خداوند


« گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگانند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگار خود، روزی می‌خورند.» ای یزید! برای تو همان بس که خدا در کارت داوری کند و پیامبر دشمنت باشد و جبرئیل نیز از او حمایت کند. به زودی آنان که تو را حمایت کردند و بر این جایگاه نشاندند و بر گرده مسلمانان سوار نمودند، درخواهند یافت چه ستمگری را انتخاب نمودند. به زودی درخواهید یافت که کدامیک از شما بدبخت‌تر و پست‌تر از همگان هستید.

ای فرزند
معاویه! اگرچه سختی‌ها و پیشامدها و فشار روزگار، مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهری‌ات می بینم و بسیار توبیخ و سرزنش می‌کنم. چگونه سرزنش نکنم در حالی که چشم‌ها در فراق دوستان، گریان و دل‌ها در فراق عزیزان، سوزان است.


شکایت به پیشگاه خداوند


آه! چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست شیطان کشته شوند! دستان جنایتکار شما، به خون ما خاندان پیامبر آغشته شده است و دهان‌تان از گوشت ما پر و مالامال است. آری! راستی جای شرم نیست که آن بدن‌ای پاک و پاکیزه روی زمین بمانند و گرگ‌های بیابان به سراغ آنها بروند و تو مغرور و سرمست، بر اریکه‌ی قدرت تکیه زنی و به خود ببالی؟
ای پسر ابوسفيان!
 اگرچه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمرده‌ای و به آن می‌بالی، طولی نمی‌کشد که مجبور می‌گردی غرامت و تاوان آن را پس دهی. البته در روزی که هیچ نوع اندوخته نیک و مفیدی همراه نداشته باشی و مجبور باشی به تنهایی سزای اعمال خود را بچشی. « و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی‌ورزد.» ما از بیدادگری‌های تو، به پیشگاه او شکایت می‌بریم؛ و او تنها پناهگاه و امید ماست.


یاد ائمه در دلها باقی است


زید! هر آنچه می‌خواهی مکر و فریب و سعی خود را به کار گیر، ولی بدان که هر چه تلاش و مکر به کارگیری، باز هرگز توان آن را نداری که ذکر خیر ما را از یادها بیرون ببری. هرگز قدرت نداری که وحی ما را نابود و ذکر ما را خاموش سازی و به آرزوی پلید و دیرینه خود نایل شوی. سعی و تلاش تو هرگز نخواهد توانست ننگ و عار اعمالت را از دامنت پاک سازد.
هرگز! هرگز! آگاه باش که عقل تو بسیار ناتوان، و دوران زندگی و عیشت به سرعت از بین‌رفتنی و جمع تو رو به زوال و پریشانی است. روزی فرا می رسد که منادی حق فریاد بر می‌آورد:« لعنت خدا بر ستمکاران و بیدادگران باد!»
اکنون من نیز حمد خدا را می‌گویم که سر آغاز زندگی دودمان ما را با سعادت و آمرزش قرین ساخت و پایان زندگی ما را با شهادت سرشار از رحمت به پایان برد.


فضل برای شهداء


از خداوند متعال می‌خواهم ثواب و فضل خویش را بر شهیدان تکمیل فرماید و اجر و مزد آنان را افزون سازد و امانت‌داری و جانشینی ما را از آنان به ترتیب خوب و نیکو قرار دهد؛ زیرا خداوند بخشنده و مهربان است. او تنها پناهگاه و امید ما و نیکوکارترین و بهترین وکیل و مدافع حق ماست.»

یزید پس از شنیدن این سخنان گفت:« فریاد ناله و صیحه زنندگان بسی پسندیده است و حق است زنان داغدیده‌ی نوحه‌گر از غصه جان از بدن‌شان خارج شود.» سپس با بزرگان شام مشورت کرد که با اسیران چه رفتاری کند.
آنان توصیه کردند همه‌ی اسیران را بکشد، ولی نعمان بن بشیر گفت: « فکر کن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با اسیران چگونه رفتار می‌کرد، تو نیز همانگونه رفتار کن.


منبع :

  • لهوف سید بن طاووس، ص 215 و 221
+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت   توسط محسن شریفی   | 

درحديث شريف نبوي كه شيعه وسني آن را روايت نموده‌اند پيامبراكرم فرمودند

 "حسين مني وانا من حسين "

يعني : حسين (عليه السلام) ازمن ومن ازحسينم

اين حديث داراي دوبند است

بند اول: «حسين مني» ، اين قسمت واضح وروشن است زيرا امام حسين (عليه السلام) فرزند دختر رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) ونوه آن حضرت است

بند دوم: «أنا من حسين» ، علما اين بند را چنين معني كرده‌اندكه : ‌بقاء رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) به بقاء دين او « اسلام» است وبقاء اسلام مرهون جهاد امام حسين(عليه السلام) وفداكاري او در راه خدا است

اگر جريان عاشورا و فداكاري امام حسين(عليه السلام) وياران واهل بيتش درراه اسلام نبود، بني اميه قرنها پيش ،اسلام را از بين برده‌ بودند

 

روي اين حساب است كه بقاء پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) نيز ازحسين (عليه السلام) است. بنابراين حسين(عليه السلام) ازپيامبراست ،‌كه فرزند اوست. وپيامبر ازحسين(عليه السلام) كه بقاء حضرتش از اوست

همانگونه كه دانشمندي بزرگ دراين باره گفته است

« الاسلام محمدي الوجود، وحسين البقاء»

يعني « پيدايش اسلام ازمحمد (ص) وبقاء آن ازحسين (عليه السلام) است »

ازاين رو ما درك مي كنيم كه بقاء اسلام درعصر حاضر نيز بستگي به حمايت از نهضت امام حسين(عليه السلام) و زنده نگاه داشتن انقلاب آن حضرت ،هرچه با شكوهتر برگزار كردن مجالس سوگواري وعزاداري حضرتش دارد. وزنده نگاه داشتن نهضت آن حضرت جز با پاسداري ازشعائر حسين كه برنامه شيعيان درهركجا ازجهان پهناور درايام عاشوراء وديگر ايام است، امكان پذير نيست

زيرا شعائر حسين يك نوع ممارست علمي و همه جانبه از داستان عاشورا و فاجعه كربلاست. و اين شعائر است كه در وجود انسانها روح حسيني و اسلامي را زنده مي‌سازد

اگر اين شعائر متروك شود انقلاب حضرت به دست فراموشي سپرده خواهد شد ،‌وبه دنبال آن اسلام از بين خواهد رفت

با اين بررسي مختصر به اين نتيجه مي رسيم كه برگزاري مجالس عزاء حسين(عليه السلام) همه ساله و در هر نقطه از جهان يك نوع واجب كفائي است

ودرگذشته بعضي ازبزرگان فقهاء مانند مرحوم آيت‌الله مافعاني ومرحوم ملا آقا دربندي صاحب « اسرار الشماده» ومجتهدين ديگر به وجوب آن فتوي داده‌اند

وعلت وجوب آن هم روشن شدكه بقاء اسلام مرهون نهضت امام حسين(عليه السلام) و بقاء نهضت آن حضرت تنها با شعائر حسين است بنابراين بر پاداشتن شعائر حسين (عليه السلام)  سبب بقاء اسلام است

منبع : imamhossein.net

+ نوشته شده در  جمعه 6 بهمن1385ساعت   توسط محسن شریفی   | 

آفرین بر رزم وجانبازی وایثار حسین تا ابد عالم نما شد رزم وپیکار حسین

مکتب اسلام را زشر دشمن بیمه کرد روز عاشورای جاویدان و خونبار حسین

با قیامش در آزادگی به عالم داده است آفرین بر سیرت و افکار بیدار حسین

روز عاشورا چو شد یاران و اصحابش شهید جز علی اصغر نبود دیگر کسی یار حسین

چونکه طفلش را به روی دست دشمن ذبح کرد چشمان عالم گریست بر دیده زار حسین

چون میان قتلگاه تنها به خاک افتاده بود باز هم تبلیغ دین بود فکر و اذکار حسین

ذکر او این بود یا رب راضیم بر رضاک آفرین بر مکتب و بر ذهن دیندار حسین

شد شهید و تا ابد غرق سلام عالمینغرق نفرین شد یزید ان دشمن خوار حسین

قرنها بگذشته زآن رزم و جهاد جاویدانمی شتابند عالمی هر دم به دیدار حسین

ای که در فکری در دنیای خود تاجر شویحجره را در بند بیا یک دم به بازار حسین

این بضاعت را که چون اشکی چکید از نامه امهدیه کردم بر سقا و بر علمدار حسین

بار الها لطف کن انوار را با معرفت تا شود هر سال او زائر دربار حسین

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت   توسط محسن شریفی   | 

                               عشق يعنی مستی و ديوانگی
                                                              عشق يعنی با جهان بيگانگی

                               عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
                                                              عشق يعنی سجده ها با چشم تر

                               عشق يعنی سر به دار آويختن
                                                              عشق يعنی اشک حسرت ريختن

                               عشق يعنی در جهان رسوا شدن
                                                              عشق يعنی مست و بی پروا شدن

                               عشق يعنی سوختن يا ساختن
                                                              عشق يعنی زندگی را باختن

* * *                                                             

                               عشق يعنی انتظار و انتظار
                               
                               عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

                               عشق يعنی ديده بر در دوختن
                                                              عشق يعنی در فراقش سوختن

                               عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
                                                              عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

                               عشق يعنی لحظه های التهاب
                                                              عشق يعنی لحظه های ناب ناب

                               عشق يعنی با پرستو پر زدن
                                                              عشق يعنی آب بر آذر زدن

* * *                                                             

                               عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
                                                              عشق يعنی معنی رنگين کمان

                               عشق يعنی شاعری دل سوخته
                                                              عشق يعنی آتشی افروخته

                               عشق يعنی با گلی گفتن سخن
                                                              عشق يعنی خون لاله بر چمن

                               عشق يعنی ديده بر در دوختن
                                                              عشق يعنی در فراقش سوختن

                               عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
                                                              عشق يعنی عالمی راز و نياز

* * *                                                             

                               عشق يعنی چون محمد پا به راه
                                                              عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

                               عشق يعنی بيستون کندن به دست
                                                              عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

                               عشق يعنی همچو من شيدا شدن
                                                              عشق يعنی قطره و دريا شدن

                               عشق يعنی يک شقايق غرق خون
                                                              عشق يعنی درد و محنت در درون

                               عشق يعنی يک تبلور يک سرود
                                                              عشق يعنی يک سلام و يک درود 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت   توسط محسن شریفی   | 

ايمان به حضرت مهدى (عليه السلام) سبب رشد فكر و اميد است، ايمان به مهدى موعود و احتمال آنكه هر ساعتى ممكن است آن حضرت ظهور فرمايد در پاك دلان و شايستگان اثرى ژرف و سازنده دارد; آنان خود را آماده مى سازند و از ظلم ها و تجاوزها دورى مى جويند و به عدالت و برادرى عشق مىورزند تا توفيق يارى امام(ع) و درك محضرش را بيابند و از ديدار و زيارتش محروم نشنود و به آتش دورى و ناخوشنودى آن گرامى نسوزند. ايمان به حضرت مهدى(ع) كه زير بار هيچ حكومتى از حكومتهاى فاسد و ستم پيشه نرفته است حالتى در پيروانش بوجود مى آورد كه در برابر هر ظالم و طاغوتى مقاومت كنند و زير بار او نروند و او را نفى نمايند.

 

برای خواندن مطلب کامل به ادامه بروید

 

منبع:  montazar.net


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1385ساعت   توسط محسن شریفی   | 

مطالب قدیمی‌تر