و نيز نوشتهاند: روزي كه سوره غافر بر پيامبر مكرم (ص) نازل شد، پيامبر با صدايي جذاب به منظور ابلاغ آيات الهي آن را ميخواند. از اتفاق، وليد نزديك پيامبر (ص) نشسته بود آيات را استماع كرد: «حم، تنزيل الكتاب من الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب...» «اين كتاب از سوي خداوند قادر دانا فرو فرستاده شده است، خدايي كه بخشاينده گناهان و پذيرنده توبههاست .خدايي كه كيفرش سنگين و نعمتش فراوان است .جز او خدايي نيست.سرانجام هر چيزي به سوي اوست. درباره آيات الهي جز كافران مجادله نميكنند. [ اي پيامبر (ص) ] فعاليت و رفت و آمد آنان در شهرها تو را نفريبد.»
اين آيات وليد را سخت تحت تأثير قرار داد. وقتي افراد قبيله بني مخزوم دور او را گرفتند و از وي خواستند كه درباره قرآن محمد(ص) داوري كند، او قرآن را چنين ستود:«و ان له لحلاوة و ان عليه لطلاوة و ان اعلاه المثمر و ان اسفله لمغدق و انه يعلو و ما يعلي عليه.» «يعني كلامي كه محمد آورده است، شيريني خاصي دارد و زيبايي ويژهاي، شاخسار آن پر ميوه است و ريشههاي آن پربركت . سخني است برجسته و هيچ سخني از آن برجستهتر نيست.»
وليد اين جملهها را گفت و راه خود را در پيش گرفت .كفار قريش چنان پنداشتند كه تحت تأثير آيات قرآني قرار گرفته و به آيين محمد گرويده است.
برخي از دانشمندان سخنان وليد را نخستين تقريظي ميدانند كه بر زبان فردي رفته است.
در يكي از متون نثر فارسي به نام مجمع النوادر معروف به چهار مقاله نظامي عروضي داستان وليدبن مغيره بدين صورت نقل شده است: (...آوردهاند كه يكي از اهل اسلام، پيش وليدبن المغيره اين آيت همي خواند:«قيل يا ارض ابلعي مائك و يا سماء اقلعي و غيض الماء و قضي الامر واستوت علي الجودي و گفته شد اي زمين! فرو بر. آب خود را واي آسمان! باز گير [ آب خويش را ] و كم كرده شد آب، و كار گزارده شد و [ كشتي ] بر كوه جودي قرار گرفت» (سوره هود/46) فقال الوليد بن المغيره: و الله ان عليه لطلاوة و ان له لحلاوة و ان اعلاه لمثمر و ان اسفله لمغدق و ما هو قول البشر. » چون دشمنان در فصاحت قرآن و اعجاز او در ميادين انصاف بدين مقام رسيدند، دوستان بنگر تا خود به كجا برسند والسلام».
|
مهدویت در ادیان |
«گفت و گو از موعود ادیان و منجی آخرالزمان گفت و گویی است دیرین با عمری به درازای خلقت انسان و سكنای او در عرصه خاك. این تاریخ بلند و اشتراك آن در میان همه اقوام و ملل حكایت از فطری بودن این معنا در نوع انسان دارد.
موعود ادیان نه یك پندار و یا خرافه و نه محصول دوران سخت زندگی بلكه واقعیتی است كه ریشه در جان انسان دارد. از یك سو عقل آدمی و از دیگر سو بیان مشترك همه پیامبران الهی، تمامی حكیمان فرزانه، قدیسان آزاده و ادبیات همه اقوام و ملل این نكته را تایید كرده و بدان صحه می گذارد.
اگر بخواهیم چكیده تمام آرای موجود درباره منجی و موعود ادیان و آنچه را كه جملگی منتظران موعود برآن متفق اند در چند كلمه خلاصه كنیم، جز این سه امر به دست نمی آید:
رویكرد معنوی به عالم
عدالت فراگیر
كوتاه شدن دست ابلیس از همه ساحت های فكری،فرهنگی و مادی حیات انسان.
بنابراین بر ما و بر همه كسانی كه به نوعی مشتاق گفت و گو از موعود ادیان و منجی آخرالزمانیم، ضروری است كه بدانیم در كجای تاریخ به سر می بریم و خود را برای آمدنش مهیا كنیم، مبادا كه بیاید و ما را خفته ببیند.»1
در ادامه مطالب به بررسی مساله مهدویت از دیدگاه دین مقدس اسلام، دین مسیحیت، دین یهودیت و ... می پردازیم.
عقیده به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)در اسلام:
مساله مهدویت و ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) به عنوان منجی بشریت، مساله ای است كه در دین اسلام اهمیت زیادی بدان داده شده است، تا جایی كه روایات فراوانی از طریق شیعه و سنی در این زمینه وارد شده است.
محتوای این روایات شامل خصوصیات ظاهری به همراه جرئیاتی درباره نحوه ظهور و حكومت جهانی ایشان می باشد. مساله مهدویت و ظهور منجی آخرالزمان به عنوان آخرین رهبر آسمانی كه در پایان جهان ظهور خواهد كرد، مساله ای است كه از همان نخستین روزهای ظهور اسلام به مسلمانان نوید داده شده است و مورد قبول همه فرق و مذاهب اسلامی می باشد.
عده ای از افراد معاند كوشیده اند تا این عقیده را فقط مختص به شیعه بدانند در حالی كه این عقیده اختصاص به شیعه ندارد بلكه مورد قبول عموم مسلمانان از همه فرق و مذاهب اسلامی است.
عقیده به ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) یكی از ضروریات دین مقدس اسلام است و منكر آن از آیین اسلام بیرون است.
بر طبق وعده های قران كریم و روایات، عموم مسلمانان عقیده دارند، در آخرالزمان مردی از اهل بیت ظهور خواهد نمود كه عدل و داد را برقرار خواهدكرد و بر همه جهان مسلط می گردد.
در سایه چنین حكومتی ظلم، جور، جفا، تعدی،تجاوز، جنایت و خیانت ریشه كن می گردد و برادری و برابری و عدالت و محبت همه جا را فرا می گیرد. تعالیم سعادت بخش اسلام به بهترین شكل به اجرا درمی آید و آیین جاوید رسول اكرم بر همه سرزمین ها سایه گستر می شود.
این مطالب فشرده آن چیزی بود كه عموم مسلمانان به ویژه شیعیان دوازده امامی درباره حضرت مهدی(علیه السلام) به آن عقیده دارند.
اینك به ذكر چند روایت در این زمینه كه بیان كننده دیدگاه شیعه است می پردازیم.
پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله و سلم) مى فرماید:
«من أنكر القائم من ولدی فقد أنكرنی»2
«هركس كه قائم(علیه السلام) از فرزندان مرا انكار كند به راستى كه مرا انكار كرده است».
و در حدیث دیگر مى فرماید:
«من أنكر القائم من ولدی فی زمان غیبته مات میتهً جاهلیهً»3
«هركس كه مهدى قائم(علیه السلام) از فرزندان مرا در زمان غیبتش انكار كند به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است».
امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید:
«اللهم إنك لا تخلو الأرض من حجه لك على خلقك ظاهرا أو خائفا مغمورا لئلا تبطل حججك و بیناتك»4
پروردگارا! به راستی كه تو زمین را از كسی كه برهان بر وجود تو است در نزد مخلوقاتت، خالی نمی گذاری در حالی كه او آشكار است یا خائف و پنهان است برای این كه حجج و دلایلت باطل نگردد».
و اما در مورد دیدگاه اهل سنت راجع به مساله مهدویت باید گفت كه بزرگان اهل سنت نیز مانند شیعیان، منكر این اصل را خارج از دین مقدس اسلام می دانند و احادیث بسیاری را از طریق گروه بسیاری از صحابه و تابعین در كتاب های خویش نقل نموده اند.
«ناگفته نماند كه پیروان مذاهب اسلامی عموما در این مساله كه آینده بشریت، سرانجام به حكومت جهانی مهدی موعود(علیه السلام) ختم خواهد شد، با یكدیگر موافقند و فقط در برخی از جزئیات اختلاف نظر دارند، مانند: برخی معتقدند كه ایشان از نسل امام حسین(علیه السلام) هستند و برخی ایشان را از نسل امام حسن(علیه السلام) دانسته اند, یا این كه عده ای معتقد به عدم تولد ایشان هستند و می گویند در اینده متولد خواهد شد و عده ای مانند شیعیان معتقد به تولد و حیات ایشان هستند.»5
اینك به ذكر چند حدیث از منابع اهل سنت در مورد مساله مهدویت می پردازیم:
1- پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«هنگامى فرا مى رسد كه زمین پر از ظلم و جور شود، آن وقت مردى از خاندان من قیام مى كند هفت ـ یا نُه ـ سال در روى زمین حكومت مى كند، و زمین را پر از عدل و داد مى نماید.»6
2- پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«چگونه خواهید بود هنگامى كه عیسى بن مریم(علیه السلام)در میان شما نازل شود و امام شما از میان خود شما باشد؟»7
3- پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«در آخر الزمان خلیفه اى مى آید كه مال را ـ به طور مساوى ـ تقسیم مى كند و آن را نمى شمارد.»8
شناخت مهدی موعود علیه السلام:
«نام مبارك حضرتش نام پیامبر اكرم (صلی الله و علیه و اله) می باشد. كنیه مسلم آن حضرت كنیه جدش رسول خدا (صلی الله و علیه واله)، ابوالقاسم، است. كنیه های دیگر ایشان ابوعبدالله، ابوجعفر و ابوصالح می باشد. اوصاف و القاب معروف آن حضرت در روایات شیعه و سنی و نویدهای كتب مذهبی اهل ادیان چنین آمده است: « برگزیده ابراهیم، ثائر، حجت آل محمد، خلف صالح، خلیفه الله، رهایی بخش امت، ذوالغیبه، صاحب پرچم محمدی، صاحب الزمان،صاحب الغیبه، عادل،قائم، قائم آل محمد، منتقم، منصور، مهدی، مهدی آل محمد، مهدی امت و مهدی منتظر.»9
«پدر بزرگوار امام زمان حضرت امام حسن عسكری(علیه السلام)، امام یازدهم شیعیان است. مادر بزرگوار ایشان ملیكه نوه امپراطور روم شرقی بود. او با این كه با خاندان امپراطوری زندگی می كرد انچنان پاك بود كه گویی شباهت به خانواده خود ندارد. داستان ماجرای اسارت او و خریداری او از جانب امام هادی (علیه السلام) برای امام حسن عسكری(علیه السلام) در تاریخ آمده است. امام قائم(علیه السلام) از چنین پدر و مادری در شب جمعه، نیمه شعبان سال 255 هجری قمری, در زمان حكومت معتمد عباسی در سامرا متولد شد و هنگام شهادت پدرش پنج ساله بود. تولد آن حضرت را جز عده ای خاص نمی دانستند و برای نوع مردم مخفی بود تا مبادا مورد گزند طاغوتیان غاصب و ستمگر زمان قرار بگیرد. بالاخره با شهادت امام حسن عسكری(علیه السلام) در شب هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری امامت به ایشان رسید و به فرمان الهی از همان لحظه غیبت اختیار فرمود.»10
درباره نسب مهدی موعود(علیه السلام) و صورت و سیرت و جزئیات زندگی ایشان در زمان غیبت و نحوه ظهور و حكومت ایشان، روایات بیشماری را علمای شیعه و سنی در منابع معتبر خود آورده اند كه برای نمونه به چند حدیث اشاره می شود.
1- پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«دنیا به آخر نمیرسد تا این كه زمام امور امتم را مردی از اهل بیتم به دست میگیرد كه به او مهدی گفته میشود.»11
2- پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه(علیها السلام) است»12
3- حسین بن علی (علیه السلام) می فرماید:
«قائم این اُمّت نهمین فرزند منست; اوست كه از دیده ها غایب مى شود و در حالى كه زنده است میراثش تقسیم مى شود.»13
4- رسول اكرم (صلی الله و علیه و اله) فرمودند: او جوانی با این صفات است:
«چشمهایش سرمه كشیده یا سیاه چشم و ابروانی طویل، بینی كشیده میان برآمده دارای محاسنی پر پشت، خالی بر گونه راست و خالی دیگر بر دست اوست.»14
5- رسول اكرم (صلی الله و علیه و اله) فرمودند:
«او شبیهترین مردم به من از نظر خلقت و اخلاق است.»15
6- حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:
«قائم... او مردی است بلند پیشانی، دارای بینی باریكی كه میانش اندكی برآمدگی است، برآمده شكم، دارای ران هایی درشت و پهن، خالی بر ران راست اوست، میان دو دندان او گشاده است. او زمین را همان گونه كه از ستم و جور پر شده است از دادگری لبریز خواهد كرد.»16
ببخشید نیستم.کارم گیره
فعلاْ...

حضرت رضا (3) درباره گشايش پس از ظهور مى فرمايند: در آن هنگام گشايشى بر مردم مى رسد، به طورى كه مردگان آرزوى زندگى دوباره مى كنند.(3)
امام صادق (ع) نيز درباره پس از ظهور حضرت مى فرمايند: هيچ مؤمنى در قبر نمى ماند، مگر آنكه آن شادى و سرور در قبرش وارد مى شود به گونه اى كه مردگان به ديدار يكديگر مى روند وظهور حضرتش را به همديگر تبريك مى گويند (4)
1.عقدالدرر ص 84 البيان ص 118.
2. الحاوي للفتاوي ، ج2 ص 168حقاق الحق، ج 13 ص 324.
3. غیبة طوسى ص 268.
4.اثبات الهداة ج3 ص530
پس از آنکه يزيد چوب به لب و دندان حسين عليه السلام زد و اشعار کفر آميزي خواند، زينب به پا خواست و اين خطبه را ايراد فرمود:
« به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند جهانيان را حمد و سپاس ميگويم و بر پيامبر اسلام و خاندان او درود مي فرستم. خداوند متعال حقيقت را نيکو بازگو فرمود، آنجا که در قرآن بيان داشت: « کار کساني که زشتکاري و گناه انجام دادهاند، به جايي رسيد که آيات خدا را دروغ شمردند و آنها را به مسخره گرفتند.»
آري؛ کلام خدا راست و عين حقيقت است. يزيد! از اين که زمين و آسمان را بر ما تنگ گرفتهاي و ما را همانند اسيران کافر به اين شهر و آن شهر کشاندهاي، گمان کردي که ما نزد خدا خوار و پست شديم و تو در پيشگاه او منزلت يافتي؟ با اين تصور خام و باطل، باد به غبغب انداختهاي و با نگاه غرورآميز و نخوت بار به اطراف خود مينگري، در حاليکه شادماني از اينکه دنيايت آباد شده و بر وفق مرادت است و مقام و منصبي را که حق ما خاندان رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم است، در دست گرفتهاي.
اگر چنين خيال باطلي در تو پيدا شده، لحظهاي بينديش! مگر تو فراموش کردهاي کلام خدا را که ميفرمايد:« آنان گمان نکنند که مهلت يافتن خير و سعادتشان است. نه تنها به نفعشان نيست، بلکه براي آن است که بر گناهان خود بيافزايند و براي آنان عذاب ذلت آميز ابدي در پيش است.»
"حسين مني وانا من حسين "
يعني : حسين (عليه السلام) ازمن ومن ازحسينم
اين حديث داراي دوبند است
بند اول: «حسين مني» ، اين قسمت واضح وروشن است زيرا امام حسين (عليه السلام) فرزند دختر رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) ونوه آن حضرت است
بند دوم: «أنا من حسين» ، علما اين بند را چنين معني كردهاندكه : بقاء رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) به بقاء دين او « اسلام» است وبقاء اسلام مرهون جهاد امام حسين(عليه السلام) وفداكاري او در راه خدا است
اگر جريان عاشورا و فداكاري امام حسين(عليه السلام) وياران واهل بيتش درراه اسلام نبود، بني اميه قرنها پيش ،اسلام را از بين برده بودند
روي اين حساب است كه بقاء پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) نيز ازحسين (عليه السلام) است. بنابراين حسين(عليه السلام) ازپيامبراست ،كه فرزند اوست. وپيامبر ازحسين(عليه السلام) كه بقاء حضرتش از اوست
همانگونه كه دانشمندي بزرگ دراين باره گفته است
« الاسلام محمدي الوجود، وحسين البقاء»
يعني « پيدايش اسلام ازمحمد (ص) وبقاء آن ازحسين (عليه السلام) است »
ازاين رو ما درك مي كنيم كه بقاء اسلام درعصر حاضر نيز بستگي به حمايت از نهضت امام حسين(عليه السلام) و زنده نگاه داشتن انقلاب آن حضرت ،هرچه با شكوهتر برگزار كردن مجالس سوگواري وعزاداري حضرتش دارد. وزنده نگاه داشتن نهضت آن حضرت جز با پاسداري ازشعائر حسين كه برنامه شيعيان درهركجا ازجهان پهناور درايام عاشوراء وديگر ايام است، امكان پذير نيست
زيرا شعائر حسين يك نوع ممارست علمي و همه جانبه از داستان عاشورا و فاجعه كربلاست. و اين شعائر است كه در وجود انسانها روح حسيني و اسلامي را زنده ميسازد
اگر اين شعائر متروك شود انقلاب حضرت به دست فراموشي سپرده خواهد شد ،وبه دنبال آن اسلام از بين خواهد رفت
با اين بررسي مختصر به اين نتيجه مي رسيم كه برگزاري مجالس عزاء حسين(عليه السلام) همه ساله و در هر نقطه از جهان يك نوع واجب كفائي است
ودرگذشته بعضي ازبزرگان فقهاء مانند مرحوم آيتالله مافعاني ومرحوم ملا آقا دربندي صاحب « اسرار الشماده» ومجتهدين ديگر به وجوب آن فتوي دادهاند
وعلت وجوب آن هم روشن شدكه بقاء اسلام مرهون نهضت امام حسين(عليه السلام) و بقاء نهضت آن حضرت تنها با شعائر حسين است بنابراين بر پاداشتن شعائر حسين (عليه السلام) سبب بقاء اسلام است
منبع : imamhossein.net
مکتب اسلام را زشر دشمن بیمه کرد روز عاشورای جاویدان و خونبار حسین
با قیامش در آزادگی به عالم داده است آفرین بر سیرت و افکار بیدار حسین
روز عاشورا چو شد یاران و اصحابش شهید جز علی اصغر نبود دیگر کسی یار حسین
چونکه طفلش را به روی دست دشمن ذبح کرد چشمان عالم گریست بر دیده زار حسین
چون میان قتلگاه تنها به خاک افتاده بود باز هم تبلیغ دین بود فکر و اذکار حسین
ذکر او این بود یا رب راضیم بر رضاک آفرین بر مکتب و بر ذهن دیندار حسین
شد شهید و تا ابد غرق سلام عالمینغرق نفرین شد یزید ان دشمن خوار حسین
قرنها بگذشته زآن رزم و جهاد جاویدانمی شتابند عالمی هر دم به دیدار حسین
ای که در فکری در دنیای خود تاجر شویحجره را در بند بیا یک دم به بازار حسین
این بضاعت را که چون اشکی چکید از نامه امهدیه کردم بر سقا و بر علمدار حسین
بار الها لطف کن انوار را با معرفت تا شود هر سال او زائر دربار حسین
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
* * *
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
* * *
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
* * *
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
برای خواندن مطلب کامل به ادامه بروید
منبع: montazar.net